close
تبلیغات در اینترنت
بهانه ....



ســـنـگ دلــ



http://sangdel.rozblog.com/

آرشیو

نویسندگان

عضویت در خبرنامه

براي اطلاع از آپیدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود

تبلیغات
دسته بندی ها
جستجوگر پیشرفته سایت



بهانه ....

بهانه ....

 

 

 

قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!!

  کسی که دوستت دارد ...

  برای ماندن در بين هزاران نقطه ی سياه شب

  حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد دلیلش می کند برای ماندن !!!

  و کسی که می خواهد برود ...

  در سپيدی روز حتی اگر نقطه ای سياه را هم نيابد

 با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند

 

 که انگار نقطه ای سياه يافته !!!

  کسی که رفتنی است

 

  بــــگــــذار بـــرود !!!

  رودخانه اگر عاشق دريا بود

  عشقش را به چاه فاضلاب نمی داد !!

!

 

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

به اشتراک گذاری کنید :
بخش نظرات این مطلب
    این نظر توسط سینا در تاریخ 1393/1/12 و 1:42 دقیقه ارسال شده است

    اجیم میخوام امروز بیکار نباشی واسه همین داستان دوست دخترمو واست میزارمبخونی اینو خودش نوشته

    داستان ازاونجاشروع میشه که برای اولین بارتوی کوچه دیدمش نمیدونم ولی خیلی ازش بدم اومدبرای اولین بارم فهمیدم که توی کوچه خودمون زندگی میکنه هرروزصبح که مدرسه میرفتم میدیدمش ولی ارزومیکردم نباشه ولی بودمن اون موقع سال اول راهنمایی بودم.چندروزندیدمش تاروزتاسوعاوعاشورادیدمش ولی حالت نگاهش خیلی فرق میکردانگارازمن خوشش اومده بودنمیدونم برای چی ولی خوشحال بودم بالاخره شمارشوتوشب تاسوعابهم دادمنم که گوشی نداشتم بهش زنگ بزنم ازطریق تلفن خونه بهش زنگ زدم اول به خودم قول دادم که عاشقش نشم وباهاش بازی کنم وقتی بهش زنگ زدم اسمش محمدرضابود17سالم بیشترنداشت.اولاسعی کردم خودمویه دخترعاشق جلوه بدم که فک کنه من عاشقشم اونم همین کارومیکردخودشوطوری نشون میدادکه انگارواقعاعاشقه من میدونستم داره دروغ میگه ولی به این بازی ادامه میدادم خوشحال بودم که تونستم گولش بزنم.هروقت بهش زنگ میزدم بهم میگفت خانومم.دوست دارم.گلم.منم کم نمی اوردم منم میگفتم امامن واقعاداشتم اون حرفاروباورمیکردم .من میدونستم که داره دروغ میگه امانمیدونم چرابعداز2ماه عاشقش شدم.اول فک کردم هوسه زودفراموشش میکنم امامن حاضرنبودم ازدستش بدم کارهرشب وروزم شده بودگریه اونم به خاطراینکه ازدستش ندم هرجاکه دعابودمیرفتم اینقدرگریه میکردم وازخدامیخواستم اونوازم نگیره.من میدونستم که عشقودوست داشتنش دروغه نمیدونم برای چی عاشق شدم.همین جورادامه دادم که دیگه نتونستم دیگه بهش زنگ بزنم تاتاسوعاوعاشوراسال92 خوشحال بودم که میدیدمش اخه سالگرددوستیمون بودحالادوستیمون به یه سال رسیده بوداصلاحال خودمونمیفهمیدم سریع رفتم پیش عارفه وبهش گفتم که امروزسالگرددوستیمونه اخه عارفه دخترخاله مامانمه ازتمام رازهای زندگیم خبرداره باهمدیگه رفتیم مسجدوقتی رفتیم تومسجدروی حیاط مسجدوایستادیم کناربابام وایستاده بوداول منونگاه کردخواستم که بهش بگم که بریم بیرون کارش دارم که دیدم داره یه جایونگاه میکنه ومیخنده اول منظورشونفهمیدم ولی وقتی روبروشونگاه کردم کاش هیچوقت روبروشونگاه نمیکردم اماکردم یه دخترنشسته بودروبروش انگارخبرایی بودانگارباهم دوست بودن اونجابودفهمیدم شکستم اونجابودکه فهمیدم عاشقشم اونجابودکه فهمیدم ازدستش دادم.اونجا دیگه نتونستم جلوی خودموبگیرم زدم زیرگریه اگه گریه نمیکردم میمیردم عارفه فهمیدچی شده منواول گرفت توبغلش یکم دلداریم دادبعددیدکه اروم نمیشم منوبردبیرون اخ خداچرامن من گناهم چی بودجزعاشق شدن شایدعاشق شدنم یه جورگناهه.پس خدااگه عاشق شدن گناهه چراعشقوافریدی به نظرمن اصلاعشق توی این دنیااصلامفهومی نداره همه عشقوبه بازگرفتن اماعشق بازی نیست زندگیه.بعدازمحمدرضاازعشق متنفرشدم سعی کردم دیگه عاشق نشم نمیخوام عشق بازیچه دست من بشه عشق خیلی باارزشه ولی هیچکس باورش نداره.الان دیگه محمدرضارودوست ندارم ولی به خاطرخیانتی که کرده هیچ وقت نمی بخشمش به جای عشق محمدرضاکینه ی محمدرضاروگذاشتم الان ازش متنفرم.واقعاهم برای اون متاسفم هم برای خودم.برای اون متاسفم چون به خاطرپول رفت بایکی دیگه.برای خودم متاسفم چون میدونستم داره دروغ میگه امابازعاشقش شدم. الان فهمیدم اون دختره قبل ازمن بامحمدرضادوست شده هنوزم باهم دوستن حتی تامرزخواستگاریم رفتن.حالا من چی میتونم بگم شایدباهم ازدواج کنن وخوشبخت بشن من که حرفی ندارم اگه هم داشته باشم دیگه خیلی دیره که بگم.من که نمیتونم عشقموبه زوربه محمدرضاتحمیل کنم.ولی میخوام محمدرضااینوبدونه که خیلی عاشقش بودم اما اون نفهمیدهمین.این نامردی که برای عشقم ارزوی خوشبختی نکنم پس میگم گل من گلدون نومبارک.امیدوارم که خوشبخت شه.
    پاسخ : بعله بعله سینا جان شوما کار بسیار خوبی کردی حالا اون دختر دومیه کیه که تو میخای باهاش شوخر کنی ؟

    این نظر توسط فاضل در تاریخ 1392/12/26 و 18:10 دقیقه ارسال شده است

    خیلی قشنگه عزیزم
    پاسخ : ممنون داداش گلم


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

ابزار وبلاگ

آپلود عکس رایگان

کد css چرخش عکس



[Extra_Page_Title]
[Login_Form]
رمز عبور را فراموش کردم ؟
st_Tags_Title] ,
امتیاز : [Post_Rate] نتیجه : [Post_Rate_Result] امتیاز توسط [Post_Rate_Count] نفر مجموع امتیاز : [Post_Rate_Total]